خانه / دانستنیها / حاج ملا علی سمنانی( حکیم الهی)

حاج ملا علی سمنانی( حکیم الهی)

۶۲۷۷۹t 

هیئت  ملحی- حاج ملا علی به لحاظ ساده زیستی و زهد و تقوای بیش از حد در میان عامه مردم جایگاه ویژه ای داشت نوع رفتار و سکنات او همیشه زبانزد خاص و عام بود او مانند حکیمان و زاهدان گوشه گیر نمیخواست نامش را بر روی کتابها نوشته شود و شعار او خدمت به حق بود آگاهی او از علوم روز محبوبیت او را در میان اقشار گوناگون دو چندان کرده و همیشه در هر محفلی سخن از حکایات و مثلهای او بود و به لحاظ همین ویژگی است که با گذشت سالها همچنان ضرب المثلها و حکایات او بر سر زبانها جاری است .

مرحوم حاج ملا علی در علم و حکمت سر آمد روزگار خویش بود او در حکمت و نجوم و در علوم الهی حرف تام و تمام را می زد و اغلب در مسائل دینی و اجتماعی نظریه های بسیار صریح و روشن را ابراز میکرد وی در تمام مدت عمر خود با جدیت تمام با خرافات و عوام فریبی مبارزه میکرد و اغلب محفل درسهای او پر جمعیت بود و با داشتن علوم بسیار و سواد بالای علمی اغلب به راحتی با مخاطبین خود ارتباط برقرار میکرد .


حاج ملا علی در دوران فراگیری علوم الهی و دینی سفرهائی به اقصی نقاط داشته است هنگامیکه به سبزوار عزیمت نمود سالیانی را در محضر حکیم ملا هادی سبزواری بسر برده و از خرمن او خوشه ها چیده بود نقل است که حاج ملا هادی نیز به وی علاقه بسیار داشته و اغلب در مسائل  با هم به بحث و گفتگو می نشستند.

فاضلی می گفت : روزی بر سر وحدت وجود با یکدیگر بحث می کردند و کار بدانجا می رسد که دیگر جائی برای بحث باقی نمی ماند و حاج ملا علی از ملا هادی می خواهد ادامه دهد ولی وی امتناع می کند و به زبان طنز عرفانی و رو حانی و به تقلید از لهجه سمنانی را بکار برده می گوید (‌تا همنجه بیامیچه وس)‌یعنی تا اینجا که آمدی بس است و دیگر ادامه نده و حاج ملاعلی ساکت شد .

حاج شیخ ملا علی نه تنها  حکیم که یک حکیم متاله بود وی با تقوی زندگی میکرد و بر مراقبت نفس خویش مواظبت کرد . مشهور است که وی  به شب زنده داری و تهجد اهتمام خاص داشته و در میان پیروان به بیتوته کردن در مسجد نیز تاکید می کرده است .


بزرگان می گویند کمتر دیده شده بود که او عصبانی گردد و یا به کسی بی احترامی کند و ی بسیار صاحب کمالات اخلاقی بوده و از داشتن اعمال صوفیانه و زهد ریائی به شدت پرهیز می کرده است .

او به لحاظ داشتن پایگاه معنوی در میان مردم از محبوبیت خاصی بر خورداربوده است و برای کسب معیشت به کار زراعت می پرداخت و در وقت نماز جهت اقامه نماز ظهر و عصر و عشا به مسجد جامع سمنان آمده و نماز می گذارد و با وجود کار روزانه خستگی  به ایراد سخن پرداخته و مردم را ارشاد و هدایت میکرد .

داشتن این گونه رفتار موجب شده بود تا حاج ملاعلی بعنوان یک شخصیت معنوی و روحانی در روح و روان مردم راه یافته و مردم نیز سعی می کردند به او تاسی کنند بدین خاطر بود که هر گاه مردم با مشکلی مواجه می شدند برای حل مشکل خود به او مراجعه می کردند .

با گذشت سالها از دوران زندگی آن حکیم فرزانه همچنا ن حکایات  و ضرب المثلهای وی بر سر زبانها جاری است یکی از نکات مهمی که باید بدان تکیه نمود علاقه قلبی مردم به گفته ها و داستانهائی است که از وی بجا مانده است حتی آنچنان این محبوبیت به حد اعلای خود رسیده که پیروان و کهنسالان برای حرفهای خود مشاهده هائی از ضرب المثلها و حکایات او می آورند و جوانان را نصیحت کرده تا بدان گوش سپرده عمل کنند .

این حکیم فرزانه در سال ۱۳۳۳هجری قمری در سمنان وفات یافت آرامگاه وی در ابتدای خیابان حکیم الهی در کنار ایوان و داخل صحن مشجر و سر سبز و با صفائی در فضای باز قرار گرفته است .

بر روی کتیبه ای از کاشی که بر پیشانی ایوانی مشرف به خیابان واقع شده است سال تولد وی رمضان ۱۲۴۳هجری قمری و وفاتش ربیع الاول سال ۱۳۲۳هجری قمری درج شده است

حکایت اول می گویند در یکی از سالها در سمنان قحطی اتفاق افتاد ( گویا در سال ۱۳۲۰ هـ.ق) . محتکران گندمها را پنهان کردند. حاکم ستمکار سمنان هم از فرصت استفاده نمود . از سوداگران غله بهره ها برد. مردم از گرسنگی به حاجی ملا علی متوسل شدند. مرحوم حاجی فریاد گرسنگان را به حااکم رسانید. حاکم چاره ای نکرد. حاجی ملاعلی پیامی سخت به حاکم فرستاد که هر گاه نان به مردم نرسد شخصاً دکان نانوایی باز خواهد کرد و نان ارزان و فراوان خواهد فروخت. به طوری که می گویند سرانجام حاجی ملا علی و همراهی ثروتمندان سمنان ، دامغان و شاهرود قحطی این شهر را شکست و همه مردم این شهر نان خوب و ارزان و فراوان گرفتند و استفاده نمودند و دعا به جان حاجی ملا علی و نفرین به محتکران کردند.
حکایت دوم
می گویند حاج ملا علی سمنانی تنوری در خانه داشت که در آن نان می پخت. یک روز مرحوم رو به زن نانوا کرد که در کنار تنور بود و نان می پخت کرد و گفت : این هیزم حیف است که همچنان به داخل تنور می ریزی می سوزانی. کمی صرفه جویی کن و به همان اندازه هیزم بریز که با آن همان اندازه نان می پزی.

– نان برکت خداست. بستن برکت برای این است که عروس با خیر و برکت به خانه ی شوهر رود و شکم اول را پسر بزاید

           هیئت عزاداران ابوالفضل العباس(ع) ملحی-سمنان

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد


*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سایت هیئت ملحی